محمد الريشهري

40

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (عربى)

مىشود كه بيانگر تفسير " اسلام " وچهره‌نمايى از " مسلمان " است وتأكيد بر اين كه آموزه‌هاى ديني بر پايه هدايتگرى ، نفع‌رسانى وسودمندى است . پس در مجموعه قوانين ومقرّرات آن ، قانون ، حكم ودستوري نيست كه ضررآفرين باشد ( لا ضَرَرَ ولا ضِرارَ في الإسلام ) . " حقّ اسلام " ، " بنياد اسلام " وسرانجام ، " غربت اسلام " ، عناوينى هستند كه در پايان اين فصل آمده‌اند . در سومين فصل كه فصل پايانى اين باب است ، گفتگوى درازْدامنى از بحث وگفتگوى پيامبر صلى اللّه عليه وآله با انديشه‌وران ديگر أديان ، گزارش شده است . باب هشتم : ايمان به معاد معاد ، زندگى واپسين وفرجام انسان پس از اين دنيا ، هماره براي بشر ، دل‌ْمشغولى مهم وانديشه‌سوزى بوده است . انساني كه روزگارى بر گستره اين زمين زندگى كرده ، از آنچه در آن بوده ، بهره برده ، أوج گرفته وآن گاه ، سير نزولى يافته ، فرسوده شده ونقطه‌اى بر پايان زندگى أو نهاده شده كه از آن به " مرگ " تعبير مىكنيم ، پس از آن چه مىشود ؟ كجا مىرود وچه مىكند ؟ تكيه بر چگونگى حيات اخروى ، درون‌مايه آموزه‌هاى رسولان الهى بوده است ومرگ‌انديشى وراهبرى انسان به مرگ‌انديشى واين كه هماره بر اين باور باشد كه روز وروزگار ، رفتنى است ، از جمله آموزه‌هايى است كه همه پيامبران الهى بر آن پاى مىفشردند ومىكوشيدند با نمودن اندكى از آنچه مىتوان از آن سوى حيات دنيوي گفت ، انسان را به " آخرت " وحيات اخروى توجّه دهند . در اين باب ، حكمت‌هاى نبوي درباره آخرت ، چرايىِ نام‌گذارى آن ، سنجشى ميان دنيا وآخرت ، ويژگىهاى آخرت : دار البقاء ( خانه ماندگارى ) ، دار الجزاء ( خانه پاداش ) و . . . گزارش مىشود .